موضوع: "خانواده ای از جنس نور"

ناشنیده‌هایی از «امام»دربارۀ «زنان»


سوال یک دختر دانشجو در جلسه با مقام معظم رهبری: «ما چگونه میتوانیم از زندگانی حضرت زهرا علیهاسلام الگو بگیریم؟»

پاسخ: …

 مسأله همسرداری و شوهرداری است.

یک وقت انسان فکر می‌کند که شوهرداری، یعنی انسان در آشپزخانه غذا را بپزد، اتاق را تر و تمیز و پتو را پهن کند و مثل قدیمی‌ها تشکچه بگذارد که آقا از اداره یا از دکان بیاید! شوهرداری که فقط این نیست.

شما ببینید شوهرداری فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیها چگونه بود.

در طول ده سالی که پیامبر در مدینه حضور داشت، حدود نُه سالش حضرت زهرا و حضرت امیرالمؤمنین علیهماالسّلام با همدیگر زن و شوهر بودند. در این نُه سال، جنگهای کوچک و بزرگی ذکر کرده‌اند - حدود شصت جنگ اتّفاق افتاده - که در اغلب آنها هم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بوده است. حالا شما ببینید، او خانمی است که در خانه نشسته وشوهرش مرتّب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد، جبهه لنگ میماند - این قدر جبهه وابسته به اوست -

از لحاظ زندگی هم وضع روبه‌راهی ندارند؛

همان چیزهایی که شنیده‌ایم: «و یطعمون الطّعام علی حبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراً انّما نطعمکم لوجه اللَّه» یعنی حقیقتاً زندگی فقیرانه محض داشتند؛ در حالی که دختر رهبری هم هست، دختر پیامبر هم هست، یک نوع احساس مسؤولیت هم می‌کند.

ببینید انسان چقدر روحیه قوی می‌خواهد داشته باشد تا بتواند این شوهر را تجهیز کند؛ دل او را از وسوسه اهل و #عیال و گرفتاری‌های زندگی خالی کند؛ به او دلگرمی دهد؛ بچه‌ها را به آن خوبی که او تربیت کرده، تربیت کند.

حالا شما بگویید امام حسن و امام حسین علیهما السّلام، امام بودند و طینت امامت داشتند؛ زینب علیه‌اسلام که امام نبود. فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیها او را در همین مدت نُه سال تربیت کرده بود. بعد از پیامبر هم که ایشان مدّت زیادی زنده نماند. ا

ین‌طور خانه‌داری، این‌طور شوهرداری و این‌طور کدبانویی کرد و این‌طور محور زندگی فامیل ماندگار در تاریخ قرار گرفت. آیا اینها نمی‌تواند برای یک دختر جوان، یک خانم خانه‌دار یا مُشرف به خانه‌داری الگو باشد؟ اینها خیلی مهم است.

دنیای درون (همسرانه)

ما توان تغيير اتفاقات دنيا، يا تغيير رفتار ديگران را نداريم، اما توان كنترل دنياي درون خود را داريم.

آرامش زماني اتفاق مي افتد كه دست از تلاش براي تغيير دنيا و افراد زندگيمان برداريم و بر روي دنياي دروني خود تمركز كنيم.

بلوغ_زودرس :

اگر فرزند کودک و نوجوان را در معرض انواع سموم محرک در اجتماع قرار بدهیم او را دچار بلوغ زودرس میکنیم یعنی نوجوان قبل از به دست آوردن توان مقابله با اژدهای نفس خود باید به مقابله با او بپردازد.

قبل از اینکه عقل به قدر کافی تقویت شود باید بتواند انتخاب درستی بکند و بر هیجانات جنسی خود غلبه کند؛ یعنی او را در یک #پیکار_نابرابری قرار می‌دهیم که در اغلب موارد برنده معلوم است.

به همین خاطر نوجوان امروز ما، تمرکز کافی بر ذهن خود ندارد، به وظیفه اصلی خود در این سنین که همان درس خواندن و علم آموزی است نمی‌پردازد، چون هم تمرکز از او گرفته شده و هم دوست دارد وقت خود را بر سیرکردن غریزه‌های حیوانی خود بگذارد، در حالی که این غرایز در واقع سیری‌ناپذیر هستند.

مادر به جای خود خاله و معلم و ناظم به جای خود...

مادر و بچه میرن خونه مادر بزرگه بچه از رو مبل میپره مامانش دعواش میکنه
میرن خونه خاله بچه گلدون خاله را میشکنه،خاله قربونش هم میره میگه فدای سرت اشکال نداره ولی اینجا باز مامانه دعوا میکنه.
بچه مشق نمی نویسه مامان خودشو میذاره جای معلم بچه را دعوا میکنه. ناظم میگه باید موهاشو بزنه، مامان خودشو میذاره جای ناظم بچه را دعوا میکنه.
این مادر میشه عین عقاب که میفته دنبال بچه و به جای مادر بزرگ، خاله، معلم و.. بچه را دعوا میکنه. اینها آسیبه، چون مادر ارتباط با بچشو از دست میده، اجازه بدید خود مامان بزرگ، خاله، معلم وناظم بچه رو دعوا کنن نه شما

 

عباس گونه بشویم..