اقتدار
بحرین میگوید اگر ایران به پایگاههای آمریکا در خاکش حمله کند، ساکت نخواهد ماند
انگار هوس کرده دوباره برگرده جزء ایران 😒
۲۳ بهمن
بیستوسوم…
بیستوسومِ بهمن
یک روز بعد از چهلوهفتسالگیِ انقلاب اسلامی.
روز عجیبی بود.
نه فقط بهخاطر عددها، نه فقط بهخاطر تقویم
بلکه بهخاطر آدمها.
باز هم همراه مردمی آگاه، قدم در خیابان گذاشتیم.
مردمی که هنوز پای کارند….
بلدند ایستادن را،
بلدند «دیدن» را.
اما شگفتانگیزترین بخش ماجرا، حضور کسانی بود که تا پیش از این،در تمام عمرشا پیش از این چهلوهفت ساله هیچوقت نیامده بودند.
کنجکاو شدم!
از یکیشون پرسیدم:
«چی شد اینبار اومدی؟»
لبخند زد و گفت:«ممنونِ اغتشاشات اخیرم.
همونا ذهنم رو بیدار کردن.باعث شدن فرق واقعیت رو از اشتباه تشخیص بدم.»
و من همانجا ایستادم…در فکر !!!!
به این فکر میکردم که چطور بعضی آدمها
بعد از اون همه اتفاقات عینی،بیدارتر شدند، هوشیارتر، عمیقتر.و در مقابل،
چقدر آدم هم بودند که خودشان را به خواب زدند
خوابی انتخابی،خوابی زمستانی،
خوابی که انگار قصد بیدار شدن از آن را ندارند.
راستی عجب زمستانی…حتی .زمستان بیدار بود و شاهد …
اون روز فهمیدم،گاهی بیداری فقط مربوط به انسانها نیست،زمان، هوا، جامعه و تاریخ هم
دورههایی دارند که یا بیدار میشوندیا در خواب میمانند.
و انتخاب…
همیشه با ماست.
هدیه به روح بلند شهید سجاد ذبیحی🌹
مدت آدمی به سرآید
و باز اندر احوالات ما
که دلخوش کردهایم به ثواب اسباب ظاهری و اثرات آنها!
اینجا خوب است مقایسهای که علامه بین ثواب خدا با ثواب اسباب کرده را مرور کنیم که میفرماید
ثواب خدا حق است و ثواب اسباب، باطل و زائل
و خدا عاقبت ساز بهتری است چون
جلال و کرامت خدا مانند خودش حق و ماندگار است و فنا و زوال و تغییر ندارد اما اسباب ظاهری همه اموری فانی و متغیر هستند که خدا رنگ و آبی به آنها داده که دل آدمی ببرند و قلب انسان را مسخر خود کنند ولی وقتی مدت آدمی سرآید میفهمد گول خورده بیش از خاک خشک «صعیدا جرزا»یی نبودهاند…😱
#سوره_کهف
صفت خدا عزیزه
🍃🌱🍃🌱
هنگامی که تمام دنیا می گویند
” تســــــلیم شو “
امیــــــــد ❤️
زمــزمه می کنــــد
“یک بار دیگر تــــلاش کن”
خوشحال میشم یه سر به کانال ایتا بزنی😍
مقام ولایت در عرفان

هدف در راه سلوك «انسان كامل» شدن است كه با «تكميل اسفار اربعه» صورت ميپذيرد، ولي سفر اول مهمتر است كه سلوك در آن اختياري است. پايان اين سفر «معرفى الله» است و چون مقصود از اين معرفت، شناخت شهودي است، سالك واصل به مقام معرفت، به «لقاء الله» بار مييابد.
«معرفى الله» جز با «معرفت نفس» ممكن نيست كه: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه» و معرفت حقيقت نفس جز با «فنای فی الله» كه با «تجلی ذاتی ربّانی» حق انجام ميشود، صورت نميپذيرد. فنا با جذبه و تجلّي صورت ميگيرد، نه با تلاش و كوشش ارادي. آنجا وادي ترك اراده است، نه تصميم و اراده و البته غالب اوليا از مقام فنا گذشته و به مقام «بقاي بالله» ميرسند. دستيابي به مقام فنا جز با «ترک اراده» ميسور نيست. انسانِ واصل به مقام فنا به «حق اليقين» ميرسد و به «وطن اصلي» خويش بار مييابد. مگر نه آن است كه انسان از خداست و به سوي او باز ميگردد. «انّا لله و انا اليه راجعون». اين چنين انساني به «مقام توحيد» رسيده و «موحّد واقعي» گشته است و چون توحيد عين ولايت و ولايت عين توحيد است، چنين سالك نيكبختي به «مقام ولايت» راه يافته و «ولي الله» گشته است. مقام ولايت و توحيد همان «جنى الذات» است كه به مراتب از جنت اسما و صفات برتر است، چه رسد به جنت فعل .
در اين مقام است كه سالك توفيق «تصحيح خيال» مييابد و ميفهمد، بلكه ميبيند و مييابد كه «ليس في الدار غيره ديّار».
اين همه عكس می و رنگ و مخالف كه نمود
يك فروغ رخ ساقي است كه در جام افتاد
(حافظ)
در اين مقام سالك ميفهمد و مييابد كه معرفت خدا آنچنان كه او هست ممكن نيست و «عنقا شكار كس نشود» و لذا دام باز ميگيرد و به «عجز از معرفت الله» اعتراف ميكند. البته اين اعتراف به عجز با اعتراف به عجزِ سالك غير واصل يا انسان غير سالك فرسنگها فاصله دارد و حتي قابل قياس نيست
سالكي كه به مقام فنا (پايان سفر اول) رسيد، اگر توفيق حقّ، رفيق او گردد و خداي متعال براي او كمال برتر مقدّر كرده باشد، به مقام بقا ميرسد و در درجات بقا سير ميكند تا «اسفار اربعه» را تكميل كند و در اين صورت «خليفى الله» ميگردد و «كون جامع» ميشود و در يك كلمه «انسان كامل» و بلكه «انسان» ميشود، زیرا كسي كه به اين مقام منيع راه نيافته، تمامی قوا و استعدادهايش به «فعليت تامه» نرسيده و قهراً «انسان» به تمام معني الكلمه نمیباشد.
بالاترين منصب چنين انساني اين است كه اجازه دارد به «وصف پروردگار» بنشيند و خدا را توصيف كند:
«سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ» ؛
زيرا اين انسان به مقام «مخلَصين» دست يافته و گاه از آن گذشته و در مقام «صُلوح» متمكّن گشته است. چنين انسانی بیشک در «حرم امن الهی» غنوده و «عبد محض» پروردگار گشته و منقبت «قرب فرائض» را دارا شده است.
منبع :رساله سیر و سلوک
آیت اله علی رضایی تهرانی