توافق هسته ای به کدام سو می رود؟
طی هفته های اخیر، تحولات تازه ای در زمینه توافق هسته ای میان ایران و اعضای 1+5 به وقوع پیوست. سفر نیکی هیلی به وین و دیدار وی با آمانو، تایید دوباره پایبندی جمهوری اسلامی ایران به برجام توسط آژانس، چالش بر سر بازرسی آژانس از اماکن نظامی ایران، ارائه طرح جان بولتون برای خروج آمریکا از برجام و واکنش مقامات وزارت امورخارجه کشورمان نسبت به این طرح و مواردی از این قبیل، نشان می دهد که تحرکات هدفمندی از سوی ایالات متحده آمریکا در مواجهه با توافق هسته ای آغاز شده است. در این خصوص نکاتی وجود دارد که نمی توان به سادگی از کنار آنها گذشت:
1- همان گونه که بارها اعلام شده است، دولت دونالد ترامپ با تشکیل کمیته ای ویژه متشکل از حقوقدانان و سیاستمداران آمریکایی در صدد ابطال توافق هسته ای با ایران است. با این حال رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به خوبی می داند که خروج از برجام برای واشنگتن هزینه هایی در بر دارد. از این رو ترامپ در صدد است با طرح مباحثی مانند بازرسی از اماکن نظامی ایران و اعلام عدم پایبندی ایران نسبت به توافق هسته ای، هزینه خروج از برجام را متوجه ایران کند. سفر نیکی هیلی به وین و دیدار وی با آمانو نیز در همین راستا قابل تحلیل است. هر اندازه به ماه اکتبر نزدیک تر می شویم، رویکرد تقابلی ترامپ و همراهانش با برجام جدی تر می شود. منابع خبری در ایالات متحده آمریکا گزارش داده اند که ترامپ قصد دارد در گزارش ماه اکتبر خود به کنگره، مدعی عدم پایبندی ایران به برجام شود. ترامپ در حال فراهم آوردن زمینه های لازم برای اعلام و اثبات این ادعاست. این در حالیست که وی در این خصوص تاکنون ناکام مانده است. کنار گذاشتن رکس تیلرسون وزیر امور خارجه اش از کمیته بررسی برجام نشان می دهد که ترامپ حتی در این مسیر نتوانسته است اعضای دولت خود را اقناع کند.
2- طرح دوباره موضوع بازرسی از اماکن نظامی ایران، آن هم دو سال پس از امضای توافق هسته ای نشان می دهد که ایالات متحده آمریکا ، این موضوع را پاشنه آشیل برجام تلقی می کند. بدیهی است که نه تنها جمهوری اسلامی ایران، بلکه هیچ کشور دیگری در دنیا اجازه دسترسی بیگانگان به اسرار نظامی خود را نمی دهد. این قاعده ای پذیرفته شده در نظام بین الملل محسوب می شود. در دوران مذاکرات هسته ای، کشورهایی مانند آمریکا، انگلیس و فرانسه اصرار داشتند که بازرسان آژانس باید در ” هر زمان” به “هر مکان” در ایران دسترسی داشته باشند و در این خصوص تفاوتی میان اماکن نظامی و غیر نظامی وجود ندارد. اساسا یکی از دلایل تاخیر در رسیدن به توافق هسته ای و تمدید چند باره مذاکرات، همین مسئله بود. با این حال مواضع قاطعانه رهبر معظم انقلاب در این خصوص سبب شد تا غرب نسبت به چنین خواسته نامعقولی عقب نشینی کند. اعلام رسمی پایبندی جمهوری اسلامی ایران نسبت به توافق هسته ای، آن هم پس از سفر نیکی هیلی به وین، ضربه سختی به ایالات متحده محسوب می شود. این گزارش نشان می دهد که رایزنی های نیکی هیلی در وین موفقیت آمیز نبوده است. منابع خبری در آمریکا اعلام کرده اند که نیکی هیلی هیچ گونه اطلاعات و اسناد تازه ای در خصوص عدم پایبندی ایران به برجام به آمانو ارائه نکرده و صرفا خواستار بازرسی آژانس از اماکن نظامی در ایران شده است.
3- ارائه طرح جان بولتون به رسانه های آمریکایی در خصوص نحوه خروج ایالات متحده از برجام ، با واکنش مقامات وزارت امور خارجه کشورمان همراه شده است. بولتون در طرح پیشنهادی خود موارد زیر را مطرح کرده است:
- دولت آمريکا به طور مرتب خطرات ناشي از برجام را براي متحدان اين کشور به ويژه اسرائيل توضيح دهد.
- واژهپردازي هاي مبهم و غيرشفاف برجام، سنگيني آشکار وزنه آن به سمت ايران، تخلفات عمده ايران و رفتارهاي غيرقبول ايران در عرصه بينالمللي، به نحو آشکار و متقاعدکننده نشان ميدهند که برجام در راستاي منافع امنيت ملي آمريکا نيست.
- ما ميتوانيم با ارائه اطلاعات جديد و از طبقهبندي خارج شده درباره رفتارهاي غيرقابل قبول ايران در سراسر جهان، دلايل مربوط به لغو اين توافق را برجستهتر کنيم
- ما می توانیم کمپینی را برای ابطال توافق هسته ای راه اندازی کنیم. رايزنيهاي بيسر و صدا با بازيگران اصلي نظير «انگليس، فرانسه آلمان، اسرائيل و عربستان سعودي» اولين محور راه اندازی چنين کمپيني است. واشنگتن بايد اين طرف ها را از برنامه خود براي خروج از برجام مطلع کند.
- ارائه اطلاعات محرمانه درباره مضر بودن برجام براي منافع آمريکا، رايزنيهاي ديپلماتيک در منطقه و اقدامات ديپلماسي عمومي توسط کنگره از جمله فعالیت های دیگر این کمپین محسوب می شود. ما بايد اقدام کرده و ديگران را هم به انجام مسئوليت هايشان ترغيب کنيم.
نکته قابل تامل اینکه بولتون در مقدمه طرح خود، بی توجهی دونالد ترامپ نسبت به این موضوع را مورد انتقاد قرار داده است. حتی بولتون مدعی شده است که در دوران ریاست جمهوری ترامپ، وی به کاخ سفید ممنوع الورود شده است! این مسئله نشان می دهد که طرح بولتون حتی مورد توجه کمیته حقوقی-سیاسی تشکیل شده توسط ترامپ (که خود نماد تقابل مطلق با توافق هسته ای است) قرار نگرفته است!
دکتر ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در واکشن به طرح بولتون اعلام کرد:
«آقای بولتون سیاست نفی غنیسازی ایران را برای 10 سال پیگیری کرد و نتیجهاش این شد که ایالات متحده بعد از 10 سال نفی غنیسازی در ایران، کاری کرد که تعداد سانتریفیوژهای ایران از 200 عدد به 20 هزار عدد برسد. یعنی دستاورد آقای بولتون 19هزار و هشتصد سانتریفیوژ بیشتر برای ایران شد .فکر میکنم مردم آمریکا هم شکست اینگونه سیاستهایی را که توسط آقای بولتون و افرادی مثل ایشان دنبال میشود را بهخوبی اطلاع دارند و برای همین هم است که گوش شنوای زیادی هم برای این پیشنهادها در امریکا وجود ندارد و حتماً جامعه بینالمللی هم به آمریکاییها نشان داده و بیشتر هم نشان خواهد داد که پیگیری این سیاستها فقط به انزوای ایالت متحده میانجامد و نتیجه خوبی برای آنها نخواهد داشت.»
4- اعلام موضع مقامات فرانسوی در خصوص تکمیل توافق هسته ای، موضوع دیگری است که طی روزهای اخیر مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است. مقامات فرانسوی اعلام کرده اند که با «رایزنیهای آتی» میتوان توافق هستهای با ایران را به قصد گنجاندن مفادی درباره وضعیت این توافق پس از سال ۲۰۲۵ و برنامه موشکی ایران تکمیل کرد. این موضوع، در بحبوحه منازعه ایران و ایالات متحده آمریکا بر سر دیدار نیکی هیلی در وین و اعمال فشار مقامات دولت ترامپ به آژانس مطرح گردیده است.
آنچه مسلم است اینکه نه تنها در برهه زمانی فعلی، بلکه پس از سال 2025 میلادی نیز امکان گنجاندن مسئله موشکی ایران در توافق هسته ای وجود ندارد. لازم به ذکر است که لوران فابیوس وزیر امور خارجه سابق فرانسه در دوران برگزاری مذاکرات هسته ای، به نیابت از رژیم صهیونیستی تلاش زیادی در خصوص گنجاندن موضوع موشکی در توافق هسته ای انجام داد که این مسئله با مقاومت جمهوری اسلامی ایران مواجه شد. هم اکنون مقامات دولت امانوئل ماکرون، بار دیگر این خواسته خود را (ناظر به آینده) مطرح کرده اند.
در نهایت اینکه دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان باید ضمن رصد هوشمندانه اظهارات، مواضع و رفتار مقامات آمریکایی و دیگر کشورهای هم پیمان ایالات متحده، خود را برای مواجهه با هر گزینه ای (خصوصا پس از ماه اکتبر ) آماده کند. تلاطم سیاسی و تبلیغاتی به وجود آمده در خصوص برجام و همراهی رسانه های غربی با این مسئله، نشان می دهد که ایالات متحده برنامه هدفمندی را برای خروج از برجام طراحی کرده است. بنابراین، اقدامات ضد برجامی تیم سیاست خارجی دونالد ترامپ به نقطه فعلی ختم نخواهد شد./
لطفاً با شکم به لگد آمریکا نکوبید!
مسئولان هستهای کشورمان میگویند حتی اگر آمریکا هم از توافق هستهای عقبنشینی کند اما اروپاییها در آن بمانند، ایران احتمالاً باز هم به آن پایبند خواهد بود!
ترجمه این دیدگاه به زبان غیردیپلماتیک و همهفهم، آن است که در چالش هستهای با شکم خود محکم به لگد آمریکا میکوبیم و حتماً به ملت نیز گزارش میدهند که ضربه محکمی به آمریکا زدهایم، اما توضیح نمیدهند که این ضربه از نوع خودزنی بوده است.
متأسفانه دولتمردان تاکنون نیز درباره برجام گزارشهایی از همین دست به ملت دادهاند؛ بهعنوانمثال بعد از توافق هستهای با صراحت به ملت اعلام کردند: میدانید این توافق یعنی چه؟ یعنی تمام قدرتهای بزرگ جهان در مقابل ایران تسلیمشدهاند!
پایبندی ما به برجام بعد از خروج آمریکا یعنی ما به خاطر پایبندی به برجام علاوه بر انبوه امتیازاتی که دادهایم ناچاریم به همه تعهدات دیگر ازجمله بازرسیهای منحصربهفرد و محروم بودن از صنعت هستهای تن بدهیم، چرا؟ چون به برجام پایبندیم! اما آمریکا اولاً نباید به هیچ یک از تعهدات برجامی خود عمل کند چون از برجام خارج شده است و تعهدی ندارد و ثانیاً؛ تمام بدعهدیهایی که تاکنون داشته است هم موجه قلمداد میشود.
این فرمول در یککلام به معنای زدن چوب حراج بر منافع ملی است؛ پایبندی اروپا به برجام در صورت خروج آمریکا به شوخی شبیه است چون تحریمهای اساسی از جانب آمریکاست و خود آقایان بارها تأکید کردهاند که اروپاییها از ترس جریمه آمریکا حاضر به تبادل تجاری با ما نیستند. همین هفته قبل فرانسویها پیشنهاد «مکمل برجام» را دادند تا محدودیت برنامه موشکی کشورمان هم در برجام گنجانده شود.
این فرمول با کدام عقل سلیم قابل توجیه است؟ این فرمول در یککلام به معنای چوب حراج بر منافع ملی است و به هیچکس هم اجازه نقد و اظهارنظر نمیدهند. متأسفانه صدا و سیما هم با تریبون یکطرفهای که در اختیار آقایان میگذارد مانع روشن شدن و تبیین حقایق برای مردم میشود که به نظر میرسد از بیم قطع بودجه باشد و باید برای آن فکر اساسی کرد که خارج کردن بودجه صدا و سیما از اختیار دولت تنها راه ممکن است.
حسین شریعتمداری
میانمار و چالش تصویر رومانتیک از مکاتب
آنچه امروز در میانمار میگذرد بیش از هر چیز خوشبینی نسبت به مواضعمان از هر دست که باشند را به چالش میگیرد.
ما عادت داریم راهکارهای بزرگی برای حل مسائل بشری پیشنهاد کنیم و برای این کار با اتکا به نیروی خیالمان تصویرهای رؤیایی بسازیم. جنگها و جنایتها در شکستن این تصویرهای رؤیایی بهترین خدمت را به ما میکنند.
تازه به اینجا هم که رسید با تفکیک ذات مکتب از رفتارِ پیروان صورت مسئله را پاک میکنیم، در حالی که خود مکاتب غیر الهی، هرچه که باشند، نیازمند نقادی هستند.
همین اتفاق برای #بودیسم و تصویر معنویتگرایانهاش از قدرت و سیاست رخ داده است.
کسانی که میگویند هیچ کاری به سیاست ندارند در پهنهی سیاسی خطرات زیادی در دامن خود میپرورانند. دلیل اصلیاش این است که انسان به مثابه موجودی ذاتاً مدنی ( الانسانُ مدنیٌ بالطبعِ)
اگر به تمرین سیاست در چهارچوبهای مدنیِ دموکراتیک نپردازد به سادگی دستخوش رفتارهای سیاسی غریزی و وحشیانه یا سیاست بازی سیاستمداران میشود.
ولی افزون بر این، تصویرسازیهای رومانتیک از سنت، از مدرنیته، از معنویت، از شرق و غرب، از ملیت و مانند آنها هم بیتأثیر نیست.
برای نمونه، از سده-ی نوزدهم به بعد ادیان شرقی مرهم خشونت و سختی و قفس آهنینِ زندگی انسانِ مدرن معرفی شدند.
ما از بوداییها با صلحطلبی، پرهیز از آزار جانداران، لبخند راهبانه، مراقبه و سکوت و آرامش سخن گفتیم و شنیدیم.
این تصویر خیالین بهرهای از حقیقت دارد، ولی نابسندگیهای زیادی هم دارد که نگفتیم و نشنیدیم.
نه خودِ بودیستها را جدا از این تصویر رؤیایی بررسی تاریخی و انسانی کردیم و نه #بودیسم را زیر تیغ نقادی خود بردیم.
دهها کتاب با رویکرد غیرنقادانه و سانتیمانتالیستی دربارهی بودیسم در همین کشور خودمان وجود دارد و نقدهایی هم که هست یا بد و بیراهگویی سیاسی است یا برای اثبات شکلهای دیگری از معنویتگراییِ رقیب است.
گاهی وقتی به نقد مکاتب میپردازیم بیخودی مکتب بدیلی را بری از مشکلات اساسی می-پنداریم.
روشنگران سدهی هجدهم چه راحت تمدنِ سدههای میانه را تاریکاندیش خواندند و تاریکهای دیدگاه جدید را نادیده گرفتند.
پیروان برتریِ سنت بر تجدد هم کم چنین نکردهاند. چشممان را به جملات و معارفی که انبار مهمات خطرند میبندیم و جملات دیگری را برجسته میکنیم.
این تصویرسازیها خودِ بوداییها را هم حتماً متوهم کرده که به راستی نیازی به نقادیِ خود ندارند چون هر چه دربارهی خود شنیده-اند صلح و صفا بوده است.
▫️ حتی اگر اکثر بودیستها به راستی هم میخواستند با این روایتِ رؤیایی و “#فراانسانی” اهل صلح و صفا باشند طبیعی بود که بعد از مدتی احساس کنند از دنیا عقب ماندهاند و باید از خود جدیتی نشان دهند و حقِ فرضی خود را بگیرند:
آن گزاره که میگوید «هرکه زور دارد حق دارد» را به نظر من آدمهای ضعیف هم میتوانند بسازند و ساختهاند.
آدمهای ضعیف در مقایسهی خود با قدرتمندان این گزاره را به سطح خودآگاه میرسانند و بعد با همین پرچم تلاش میکنند خود را به وضع آدمهای قدرتمند برسانند.
فراموش نکنیم که این جنایتکارانِ میانماری آدمهای ضعیفی هستند که رهبرشان تا همین دیروز در حصر نظامیها بود.
آنها احساس عقبماندگی میکنند و اکنون باید جبران کنند و البته دستشان به ضعیفتر از خود میرسد و به نظرم موفق هم میشوند.
اینکه خانم سوچی حاضر نیست این اتفاقات را محکوم کند از این روست که میداند تنها از همین راه میتواند قدرت بیشتری در میانمار برای مردم فرودستِ پیروش فراهم کند …
ماجرای سه کامیون طلا که رژیم آلسعود به رجوی داد
گفتگو با مریم سنجابی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق
در رابطه با حمایتهای مالی چشمگیر عربستان در اینجا فقط میخواهم به یک مورد اشاره کنم که سال 1366 رجوی مخفیانه برای ملاقات با یک سری مقامات عربستان و به ظاهر برای سفر حج به عربستان رفت. او در این سفر که در ایام حج بود برای خوش خدمتی به آل سعود به شیوه خود سعودیها لباس احرام پوشید و زیارت کرد. در صورتی که در درون سازمان دائما تأکید داشت که باید مذهب شیعه توسط اعضای سازمان انتخاب شود.
در هنگام بازگشت او، مقامات عربستان از طرف “ملک عبدالله” ولیعهد عربستان علاوه بر هزینه سفر، سه کامیون طلا حاوی مقادیر چشمگیری شمش طلا و جواهرات و ساعتهای طلای رولکس با آرم سلطنتی آل سعود به رجوی هدیه دادند که در آن زمان مبلغ هنگفتی میشد.
شمشهای طلا توسط سه کامیون به عراق حمل شدند. یکی از شاهدین عینی آقای مسعود خدابنده هستند که همان زمان از نفرات حفاظت بودند. جواهرات و طلا از جمله ساعتهای رولکس بعدها توسط یک سری از اعضای حفاظت برای فروش به اردن برده شد .
? yon.ir/hYVSi
از انقلاب پابرهنگان تا مکتب نیاوران!
مکتب نیاوران مانند میدان انقلاب که با دانشگاه تهران شناخته میشود، پاستور که با دولت عجین شده است، مکتب نیاوران هم یک سبک زندگی است، سبک زندگی از جنس ژن خوب، دختر مظلوم وزیر، بنز و مازراتی، چادرهایی با جنس پارچه حریر و ترکیب یقه دیپلمات و سر آستین
«پابرهنگان» را همه میشناسند، همانهایی که سال 57 برای تحقق آرمان انقلابی خود و به امید روزهای بهتر، بر رژیم سلطنتی حاکم شوریدند. اهداف اصلی آنها در آن زمان استقرار استقلال، عدالت و آزادی بود که نهایتا تبلور انقلاب پابرهنگان به نام جمهوری اسلامی محقق شد.
هر چقدر مفهوم انقلاب پابرهنگان شفاف و ملموس است، سخن گفتن درباره نیاوران سخت است، مخصوصا وقتی پای یک مکتب هم در میان باشد؛ مکتبی که پدیدآورندگان آن همان پابرهنههای انقلابی چهل سال پیش باشند.
برای پاسخ به این سوال که آیا پا برهنگان انقلاب، نیاوران نشین شده اند؟ یا نیاوران محل زندگی پابرهنههای انقلابی شده است؟، ابتدا باید پرسید نام مکتب نیاوران از کجا آمده است؟
نام مکتب نیاوران هیچ ارتباطی با ساختمان تشخیص مصلحت ندارد، مکتب نیاوران مانند میدان انقلاب که با دانشگاه تهران شناخته میشود؛ پاستور که با دولت عجین شده است؛ مکتب نیاوران هم یک نوع نگاه است؛ نگاه از بالا به پایین؛ یک سبک زندگی است؛ سبک زندگی از جنس ژن خوب، دختر مظلوم وزیر، بنز و مازراتی، چادرهایی با جنس پارچه حریر و ترکیب یقه دیپلمات و سر آستین!
در راس تئوری پردازان مکتب نیاوران مسعود نیلی حضور دارد و در این مسیر محمد علی نهاوندیان، رضا صالحی امیری، عباس آخوندی، مسعود کرباسیان و طرفدارانشان آنها را یاری میکنند.
*عدالت یا توسعه مسئله این است!
با وجود اینکه اغلب ایده پردازان مکتب نیاوران، روزی خود جزو پابرهنگان بودند و سینه میدریدند برای عدالت، امروز ورق برای آنها برگشته است.
یعنی پس از اینکه سهم خود را از عدالت، به اسم انقلاب گرفتند حالا به دنبال توسعه هستند، فارغ از اینکه کشور هنوز تشنه عدالت است، منطق آنها هم این است که عدالت بدون توسعه، یعنی تقسیم فقر، ایضا که درست هم میگویند، اما هیچوقت نگفتند توسعه بدون عدالت هم میشود اختلاف طبقاتی؛ میشود شکاف طبقاتی، میشود دره طبقاتی، میشود آینه بغل ماشین شما پس انداز سی ساله ما و در یک کلمه میشود حال روز امروز تهران و شهرهای بزرگ.
دولت یازدهم مانند تمام دولتهای پس از انقلاب به دنبال بزرگ کردن کیک اقتصاد بود و الحق و الانصاف که با رشد 12 درصدی توانست این کیک را به بزرگترین شکل ممکن تبدیل کند.
عقل اقتصادی حکم میکند با بزرگتر شدن یک کیک، سهم مصرف کنندگان آن هم بیشتر شود، اما داستان اقتصاد ایران به شکلی دیگر است، با وجود رشد اقتصادی، ضریب جینی یا همان شاخص توزیع درآمد هم افزایش پیدا کرده است که نشانگر فقیرتر شدن فقرا و ثروتمند شدن اغنیا است.
ضریب جینی از سی و شش دهم درصد در سال 90 و 91، به سی و هشت دهم در سال 93 و به سی و نه دهم در سال 94 درصد رسیده است که به عقیده کارشناسان این روند در امسال نیز ادامه خواهد داشت.
به این ترتیب هر آنچه کیک اقتصاد ایران بزرگتر و بزرگتر شود، اگر عدالت رعایت نشود به حال اقشار کم درآمد هیچ تاثیری ندارد، زیرا نسبت سهم درآمدی آنها نسبت به گذشته تغییری نداشته است.
*فاصله مکتب نیاوران تا مکتب جماران*
با وجود اینکه فاصله جغرافیایی نیاوران تا جماران زیاد نیست، اما بین مکتب نیاوران تا مکتب جماران فرسنگها فاصله وجود دارد.
نگاه اقتصادی امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی، نفی تبعیض، حمایت از مستضعفین و رسیدن به عدالت اقتصادی است:
«سرچشمۀ همۀ مصیبتهایی که ملتها میکشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان ـ به اصطلاح خودشان ـ از آنها باشد. و آنها این طور هستند، اشراف و اعیان این طور هستند که تمام ارزشها را به این میدانند که آنجایی که زندگی میکنند بهتر از دیگران باشد، آن رفتاری که مردم با آنها میکنند، رفتار عبید با موالی باشد؛ تمام افکارشان متوجه به این مسائل است.
باید حتماً چند تا پارک داشته باشد، چند تا باغ داشته باشد در شمیران، در تهران، در کجا، تا اینکه بشود یک نفر آدم ـ عرض میکنم که ـ نخست وزیر یا یک نفر آدم وزیر کذا. و اینها وضع روحیشان، به حسب نوع، وضع روحیشان این طور بود که چون قدرت را، تمام ارزشها را به قدرت میدانستند، تمام ارزشها را به قدرت مالی میدانستند، به قدرتهای دیگر میدانستند، در مقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عَبد بودند، در مقابل ضعفایی که قدرت ندارند، فرمانفرما و حکومت بودند.» (1361/6/7) ایشان در جایی دیگر می فرمایند: «همه آرمان و آروزی ملت و دولت و مسولین کشور ما است که روزی فقر و تهیدستی از جامعه ما رخت بربندد و مردم عزیز و صبور و غیرتمند کشور از رفاه
در زندگی مادی و معنوی برخوردار باشند.» صحیفه امام” ج 20 ص 340
اینها بخشی از نگاه امام خمینی(ره) به موضوع عدالت، توسعه و سبک زندگی مسئولان است، حال با شاخص قرار دادن بیانات امام راحل، ارزیابی عملکرد دولتمردان راحتتر میشود؛ دولت مردانی که ابایی از زندگی اشرافی، آقازادگی، حقوقهای نجومی و نمایش آن برای مردم ندارند.
اقداماتی که همه و همه برآمده از تفکر، مقدم بودن توسعه بر عدالت یا همان مکتب نیاوران نشات گرفته است، این مکتب که واکسینه شده لیبرالیسم و اقتصاد بازار آزاد است ابایی از این ندارد که بگوید له شدن مستضعفان زیر چرخ توسعه امری بدیهی است، همانند قانون جنگل، درندگان، حیوانات اهلی را میدرند./