تلخند................به در بگیم دیوار بشنوه
حکیمی را پرسیدند که ای شیخ، کم عقل که باشد!؟
بفرمود: آنکه رآکتور بداد و کود انسانی بستاند!
پرسیدند کم عقل تر از او کیست!؟
بفرمود: آنکه دورش بنشست و سر به رضایت همی تکان بداد!
تلخند................به در بگیم دیوار بشنوه
حکیمی را پرسیدند که ای شیخ، کم عقل که باشد!؟
بفرمود: آنکه رآکتور بداد و کود انسانی بستاند!
پرسیدند کم عقل تر از او کیست!؟
بفرمود: آنکه دورش بنشست و سر به رضایت همی تکان بداد!
تجربه مذاکرات برجام را تکرار نکنید
بسمه تعالی
در آستانه سفر وزیر خارجه فرانسه به تهران، نشانه های متعدد می گوید یک روند پیچیده و چند جانبه دیپلماتیک پس پرده، درباره برجام شکل گرفته که می تواند در ماه های آینده منجر به تحولات مهمی در محیط امنیت ملی ایران شود اما درست مثل بار قبل، خطوط اصلی این روند، چندان پخته نیست و همچنان از افکار عمومی نیز پنهان نگه داشته می شود.
دونالد ترامپ این موضوع را روشن کرده که روز 13 مه آینده (اواسط اردیبهشت 1397) از تعلیق مجدد تحریم های برجامی که امریکا مکلف به آن است خودداری خواهد کرد مگر اینکه یک سلسله شروط اضافی در قالب یک توافق مکمل یا توافق پیرو به برجام اضافه شود. آنچه امریکا رسما گفته این است که 3 شرط دسترسی به تاسیسات نظامی ایران، حذف سقف های زمانی تعهدات ایران در برجام و مذاکره برای محدود شدن برنامه موشکی باید در قالب یک توافق جدید تامین شود. گوشه و کنار، رسانه های امریکایی گفته اند این همه ماجرا نیست و پای شروط دیگری مانند مذاکره درباره برنامه منطقه ای ایران هم در میان است.
ظاهرا اروپا و امریکا سخت در این باره مشغول مذاکره هستند. در سطح رسمی مقام های ایرانی هم با اروپایی ها مذاکره کرده اند. در سطح غیر رسمی (مسیر 2) دیالوگ هایی میان برخی افراد که نمی دانیم چه کسی به آنها ماموریت داده با امریکا برقرار است. روسیه بیشتر، و چینی ها کمتر، هم با امریکا و اروپا در حال رایزنی هستند.
مواضع رسمی مقام های ایرانی درباره این روند تاکنون بر دو اصل مبتنی بوده است:
1- هیچ اصلاحی در متن برجام یا هیچ ضمیمه ای برای آن وجود نخواهد داشت.
2- ایران تا زمانی که منافعش تامین شود به برجام پای بند می ماند.
سوال این است که آیا این دو اصل آن مقدار قوی و دقیق هست که بتواند در این صحنه پیچیده از منافع ایران پاسداری کند؟
وقتی گفته می شود اصلاحی در متن برجام صورت نخواهد گرفت یا برجام ضمیمه ای نخواهد داشت، در واقع مسئله اصلی دور زده شده است. تا جایی که می دانیم نه اروپا و نه حتی امریکا، هیچ یک خواهان تغییر برجام چه به شکل اصلاح متن و چه به صورت ایجاد یک توافق جدید نیستند. هدف اروپا و امریکا این است که برجام را حفظ کنند و در «موضوعات غیربرجامی» یک «توافق جدید» با ایران منعقد کنند که البته به مثابه یک شرط برای تعلیق تحریم های برجامی در نظرگرفته خواهد شد. این موضوع، درباره همه ادعاهای امریکا جز مسئله دسترسی به تاسیسات نظامی و حذف سقف های زمانی صادق است و برخی ارزیابی ها نشان می دهد اتفاقا آنچه در مقطع فعلی برای امریکا اهمیت دارد نه این موضوعات، بلکه مشخصا برنامه منطقه ای و موشکی است. در واقع آنچه امریکا اکنون بر آن متمرکز شده استفاده از نیاز اعلام شده دولت آقای روحانی به حفظ برجام به عنوان اهرم فشاری برای گرفتن امتیازهای موشکی و منطقه ای از ایران است. اگر مقام های دولت آقای روحانی حقیقتا خواهان اثرگذاری بر محاسبات امریکا هستند به جای نفی پی در پی مذاکرات مجدد یا تلاش برای اصلاح برجام، باید هرگونه مذاکره و توافق غیربرجامی را هم به صراحت رد کنند. سخنان هفته گذشته آقای رییس جمهور درباره عدم مذاکره درباب توان دفاعی البته نشانه خوبی است اما اولا فقط برنامه موشکی را در بر می گیرد و حاوی هیچ کد مشخصی درباره برنامه منطقه ای ایران نیست و ثانیا تضمین هایی لازم تا اطمینان حاصل شود که در مذاکرات پس پرده هم به همین شکل عمل می شود.
اصل دومی هم که دولت از آن استفاده می کند نه تنها مفید نیست بلکه می تواند به ضد خود بدل شود. دولت می گوید تا زمانی که منافع اقتصادی ناشی از برجام تداوم داشته باشد به آن پای بند خواهد ماند. آقای روحانی حتی صریح تر از این گفته اگر امریکا هم از برجام خارج شود ایران به شرط پای بندی اروپا به برجام از آن خارج نخواهد داشت. چنین موضعی بسیار خسارت بار است. این در واقع تشویق امریکا به خروج از برجام با صفر کردن هزینه های این اقدام است. اگرتنها یک عامل وجود داشته باشد که امریکا را درباره پیگیری سیاستی که درباره برجام در پیش گرفته به تردید بیندازد، این است که امریکا بداند ایران با خروج امریکا، دیگر توافقی به نام برجام را به رسمیت نمی شناسد و برنامه هسته ای خود را –به صرت کلی یا جزئی- از سر خواهد گرفت. امید بستن به اروپا به دلایلی که مکررا درباره آنها صحبت شده، استقبال از تحریم های ثانویه امریکا به اضافه زوال تدریجی پای بندی اروپا به برجام و نهایتا تبدیل شدن برجام به یک توافق یک جانبه از طرف ایران را در پی خواهد داشت.
وضعیتی که به سمت آن حرکت می کنیم می تواند بسیار غافلگیرکننده باشد و اصول فعلی که دولت دیپلماسی خود را بر آن استوار کرده برای مدیریت این شرایط بسیار ضعیف است. سناریوی ماه مه می تواند چیزی شبیه به این باشد
که امریکا رسما از برجام خارج نشود ولی –به صورت یک عمل انجام شده- اولا اعلام کند پس از انقضای برجام اگر ایران غنی سازی را گسترش بدهد باز با تحریم مواجه خواهد شد و ثانیا همزمان تحریم های مشترکی را با همراهی اروپا علیه برنامه موشکی یا منطقه ای ایران (در موضوعی مانند یمن هر دو مسئله ترکیب می شود) اعمال کند. یک سناریوی دیگر هم این است که امریکا از برجام خارج شود ولی اروپا شرط تداوم برجام با ایران را پذیرش محدودیت در برنامه های موشکی و منطقه ای ایران اعلام کند و چون این شرط پذیرفته نخواهد شد، مجددا آنچه ایران با آن مواجه می شود تحریم های مشترک اورپا و امریکا در زمینه موشک و منطقه ای است.
ما اکنون به شدت نیازمند اجتناب از تکرار تجربه مذاکرات برجام هستیم. دولت حتی اگر می خواهد برجام را حفظ کند، باید مسیر خود را به طور اساسی تغییر بدهد. اصول دوگانه ای که از آنها سخن گفتیم باید با اصول زیر تقویت و جایگزین شود:
1- امریکا باید بداند که در صورت خروج از برجام، حتما «هزینه برجامی» پرداخت خواهد کرد و تعهد ایران به برجام، دیگر هرگز کامل نخواهد بود.
2- از هم اکنون باید دورنمای اقدامات هسته ای به امریکا نشان داده شود. در این زمینه سیگنال هایی بسیار قوی تر از اعلام تلاش برای تولید سوخت اتمی کشتی ها لازم است.
3- امریکا باید درک کند ایران همانقدر که عدم تعلیق تحریم های برجامی را علامت خروج امریکا از برجام می داند، اعمال تحریم های اقصادی به بهانه های غیر هسته ای را هم به عنوان خروج در نظر خواهد گرفت.
4- اروپا اگر خواهان تداوم برجام است، به جای باج خواهی های مضحک فعلی، باید دستور کار خود مبنی بر پای بندی کج دار و مریز به برجام را تغییر بدهد. مهم تر از این، اروپا باید تصمیم بگیرد که پس از خروج امریکا از برجام آماده واگذاری چه امتیازهایی به ایران است تا ایران گزینه باقی ماندن در برجام را بررسی کند.
5- مسدود کردن باب هرگونه مذاکره فرابرجامی به طور قاطع، اصل دیگری است که باید به اصول دولت اضافه شود.
قرآن کریم و اهل بیت(علیهم السلام) چه کسانی را کم عقل معرفی کرده اند؟
?امروز یکی از مسئولین کشور، منتقدان خود را «کم عقل» نامید؛ خوب است نگاهی به آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع) بیندازیم تا معلوم شود، بی خردان واقعی چه کسانی هستند؟
?اولاً از دیدگاه قرآن کریم، منافقینی که مؤمنین انقلابی را متهم به کم عقلی می کنند، خود بی عقلند، ولی از بی عقلی خود خبر ندارند:
?«وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُون؛ و هنگامى كه به آنها(#منافقان) گفته شود، همانند مردم مؤمن ايمان بياوريد، مى گويند: آيا همچون بی خردان ايمان بياوريم؟ بدانيد اينها خود بی عقل اند، ولى نمى دانند.» (بقره: 13)
?از دیدگاه قرآن کریم، کسانی که با “بی تدبیری"اقتصادی قوام زندگی مردم را به هم می ریزند، بی عقلند:
?«وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً؛ و اموال خود را- كه خداوند آن را وسيله قوام [زندگى] شما قرار داده- به دست سفيهان نسپارید.» (نساء/5)
?از دیدگاه قرآن کریم کسانی که به “ولایت شیاطین"عالم دل می بندند بی عقلند. به این سخنان کنایه آمیز رهبرانقلاب توجه کنید:
?«اگر زندگى بخواهد عزتمندانه باشد، انسانهاى داراى خِرَد و تدبیر، مشکلات را بهخاطر رسیدن به عزت و شرف انسانى و کرامت انسانى و تقرب الىالله تحمل می کنند؛ انسانهایى که بىخِرَدند همین مشکلات در زندگى آنها هست، آنها را با ذلت تحمل می کنند؛ به جاى اینکه ولایت الهى را قبول کنند، ولایت شیاطین را قبول می کنند: «وَاتَخَذُوا مِن دُونِ اللَهِ ءَالِهَةً لِیَکونوا لَهُم عِزاً* کَلا سَیَکفُرونَ بِعِبادَتِهِم وَ یَکونونَ عَلَیهِم ضِداً؛ و آنان غير از خدا، معبودانى را براى خود برگزيدند تا مايه عزّتشان باشد! (چه پندار خامى!)
*هرگز چنين نيست! به زودى (معبودها) منكر عبادت آنان خواهند شد (بلكه) بر ضدّشان قيام مى كنند!»(مریم: 82-81)
فرمولى که “انسانهاى بى خرد"، دستگاههاى بىخرَد، انسانهاى غافل در دنیا انتخاب می کنند و اتخاذ می کنند، اینجور در قرآن کریم رسوا شدهاست.»( 6/03/1393)
?از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع)، کسانی که بجای مقاومت در برابر دشمن، نسخه سازش می پیچند، بی عقلند؛ چراکه:
?«ثمرة العقل، الإستقامة؛ #استقامت در برابر دشمن، نتیجه #خردورزی است.» (غررالحکم؛ ص326)
?از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع) کسانی که فریب لبخند دشمن را می خورند، بی عقلند؛ چراکه:
?«فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِي ذَلِكَ حُسْنَ الظَّنِّ؛ گاهى دشمن نزديك مىشود تا غافلگير كند؛ پس دور انديش باش و خوشبينى خود را متّهم كن.» (نهج البلاغه؛ نامه 53)
?و امیرالمؤمنین(ع) حکمیت را پذیرفتند تا کم عقلیِ کسانی که به راحتی فریب لبخند دشمن را خوردند، نمایان شود:
?«فَإِنَّمَا فَعَلْتُ ذَلِكَ لِيَتَبَيَّنَ الْجَاهِلُ وَ يَتَثَبَّتَ الْعَالِمُ؛ من اين كار را كردم تا #نادان خطاى خود را (در اعتماد به دشمن) بشناسد و دانا بر عقيده خود استوار بماند.» (نهج البلاغه؛ خطبه 125)
«تحریم های مادر» یا «قانون کاتسا» چیست؟
قانونی که بر ضد ایران ، روسیه و کره شمالی از سوی کنگره آمریکا در مرداد ماه امسال تصویب شده است و قرار است از حدود ۲هفته دیگر اجرائی شود.
این طرح که به سبب گستردگی دایره شمول«تحریمهای مادر» نام گرفت و با عنوان «کاتسا» نیز شناخته میشود، به جهت برخورداری از بار مالی حتما باید مورد تأیید مجلس نمایندگان آمریکا نیز قرار میگرفت
تحریم های قانون کاتسا خاصه بر روی تضعیف توان دفاعی و تسلیحاتی ایران و ضربه زدن به نیروهای مسلح ما معطوف شده است.
طبق این طرح اشخاص دخیل در برنامه موشکی بالستیک ایران و کسانی که با آنها داد و ستد دارند، مورد تحریم قرار میگیرند.
براساس قانون کاتسا تمامی شاخه های سپاه ایران به لیست تروریسم بین الملل اضافه میشود و تمامی شخصیت های حقیقی و حقوقیِ ایرانی و غیرایرانی که مستقیم یا غیر مستقیم با سپاه ارتباط دارند، با بهانه «مقابله با فعالیت های مخرّب سپاه» توسط آمریکا تحریم خواهند شد.
برخی افراد در داخل آمریکا گفته بودند که این طرح به سبب شامل بودن بندهایی مرتبط با تحریم روسیه و همچنین محدود در نظر گرفته شدن اختیار رئیس جمهور آمریکا برای اعمال نظر درباره مفاد این طرح، چندان مورد نظر کاخ سفید نیست
اما با توجه به اجماعی که پیرامون این طرح در میان قانونگذاران آمریکایی در مجلس سنا و نیز کنگره این کشور از هر دو جناح جمهوریخواه و دموکرات وجود داشت، چنین مطرح شد که به احتمال بسیار زیاد حتی با وجود عدم امضای ترامپ، این طرح به قانون تبدیل خواهد شد.
نجوا_نت